پاسخ به شبهات

در نزد تمامی افراد برخی اصول پذیرفته شده است؛ اصولی مانند درست کرداری ، حیاء و  اصول اخلاقی . همچنین گرایش های به کمالات در تمامی انسان ها مقبول است. همه می دانند باید به خوبی ها رسید ، همه می دانند انسان نیازهایی دارد، آری مردم ما می دانند خداهست. آری مردم خیلی چیز ها را می دانند اما این گونه نیست که راه خدا متعدد باشد ما روزی ده بار در نماز خود می گوییم : « إهدنا الصراط المستقیم» یعنی خداوندا! ما را بر راه راست خودت هدایت کن. پس معلوم میشود راه خدا یکی است که سخن از یک راه است نه راهها. قرآن کریم، همیشه راه تاریکی را متعدد ذکر کرده و راه نور و هدایت را تنها معرفی می نموده است. مانند آیه 257 سوره بقره « الله ولیّ الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات إلی النور و الذین کفروا أولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور إلی الظلمات أولئک أصحاب النّار هم فیها خالدون »  (( خداوند سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند. آنان را از تاریکی ها به سمت نور می برد و آنان که کفر ورزیدند سرپرستان آنان طاغوت است ( نه خدا ) که آنان را از نور خارج ساخته و به سوی تاریکی ها می برد. » بنابر این ، از دیدگاه قرآن ، راه هدایت یکی است . این برداشت با روایات تفسیر این دسته آیات تکمیل می شود که خواهش می شود مراجعه گردد.

همچنین در جایی دیگر چنین بیان می دارد : « إنّا هدیناه السبیل إمّا شاکراً و إمّا کفوراً» ( انسان / 3 ) یعنی ما انسان را به یک راه هدایت کردیم . اما نکته در این جاست که او یا این نعمت هدایت را سپاس می گوید و یا نا سپاسی نموده و گمراه می شود. پس انسان باید در راهی مشخص حرکت کند . چون خداوند او را آفریده و به نیازهای او آگاه است باید به سوی او حرکت کند تا بتواند راه درست را برود. بنابر این ، دین ، ضرورت می یابد. زیرا دین ، حرکت بر همین مسیر تکامل است. پس چگونه می توان بی خیال در مقابل شبهات مطرح شده بود و مردم را با اعتقادات خود وا نهاد؟! بنابر این ، فرهنگ یک امر شخصی و خصوصی نیست تا به دست خود مردم اداره شود. زیرا مردم مبانی دینی لازم  و اساسی را ندارند تا دین را خود اداره کنند . پیامبران و امامان برای همین آمدند تا فطرت انسان ها را بیدار نگاه دارند . وقتی ما با دلایل متقن عقلی وجود خدا را اثبات و با دلایل عقلائی ضرورت نبوت پیامبر اسلام را بیان کردیم پس چرا باید اجازه دهیم دیگران افکار مردم را منحرف کنند؟ جالب این جاست که دکتر روحانی  چنین تفکری دارد .برای مثال رئیس جمهور ، در همایش بیمه سلامت همگانی گفت: اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو  به خاطر دلسوزی ؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند ، نمی توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد.

 

 


این یک مغالطه است . یعنی آیا مقابله با بدحجابی و انجام احکام قضایی اسلام اشکالی دارد؟ آیا این مداخله در زندگی مردم است؟ این گونه نیست که زندگی خصوصی و اجتماعی افراد با هم بی ارتباط باشد. نباید پنداشت اجرای احکام الهی به زور بردن مردم به بهشت  است. این عرف سیاسیون است که دو پهلو سخن می گویند تا کسی نتواند بر آنان خرده بگیرد حال آن که این گفتار رئیس جمهور ، این لوازم را در پی دارد . ایشان در ادامه می فرماید: « پیامبر (ص) شلاق در دست نداشت ، پیامبر (ص ) بشیر و نذیر بود و ما نیز باید بشیر و ندیر باشیم . همه باید کاری کنیم که آرامش در جامعه حاکم باشد. » این نیز اشتباه است و رأفت اسلامی پیامبر غیر از مجازات اوست . این که پیامبر خدا بشیر و نذیر و بود شکی نیست اما این به این معنا نیست که رسول اعظم ( ص) در مسائل جامعه دخالت نمی کرد. ایشان ، حدّ شرعی فاسقان را می زد ، خیانتکاران را مجازات می داشت. اینها باعث قوام جامعه است پیامبر اکرم تنها بشیر و نذیر نبود ، بلکه حاکم اسلامی بود و احکام الهی را اجرا می ساخت. 

 

به آن امید که مسئولین دولت در کلمات خود بیش از پیش دقت نمایند 

 

 

/ 0 نظر / 19 بازدید